جهان تئاتر

روز جهانی تئاتر مبارک باد
نویسنده : محمد فضلی - ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ فروردین ،۱۳٩۳
 

 

آیا ما که هنرمند تئاتر هستیم، می توانیم دنیایی از امید ایجاد کنیم؟
پیام روز جهانی تئاتر در سال 2014 به قلم ”برت بایلی” هنرمند تئاتر آفریقای جنوبی

 

از سال 1961 و به پیشنهاد انستیتو بین المللی تئاتر، حالا پنجاه و یک سال پیاپی است که هر ساله روزجهانی تئاتر در تاریخ ۲۷ مارس جشن گرفته می‌شود. انستیتو بین المللی تئاتر یک نهاد غیردولتی فعال در زمینه هنرهای اجرایی است که از 1948 توسط سازمان یونسکو بنیان گذاشته شده است.

 

پیام امسال را «برت بیلی»  نمایشنامه نویس، طراح و کارگردان اهل آفریقای جنوبی منتشر کرده است.
برت بیلی هنرمند اهل آفریقای جنوبی نمایشنامه نویس، طراح، کارگردان، سازنده دکور و کارگردان هنری مراسم «میهمانی جهان سوم» است. او در کشورهایی همچون آفریقای جنوبی، زیمباوه، اوگاندا، هاییتی، جمهوری دموکراتیک کنگو، انگلستان و همچنین اروپا کارهایی انجام داده است.  نمایش های ساختارشکن و تحسین برانگیز وی که همواره عوامل محرک در دنیای پسااستعماری را مورد کندوکاو قرار می دهد، شامل  بابای گنده؛ ایپی زامبی است؟، مامبو جامبوی من، مده آ و ارفیوس است. از جمله کارهای چیدمان وی می توان به «مستندات گروه اول و دوم» اشاره کرد. 
آثار او در نقاط مختلف اروپا، استرالیا و آفریقا کار شده و جوایز متعددی را به خود اختصاص داده است. از جمله مدال طلای طراحی در چهارساله پراگ (2007) . او در سال 2011 رئیس هیأت داوران چهارساله پراگ هم بوده و در سال 2013 در مسابقه «موسیقی تئاتر اکنون» متعلق به موسسه بین المللی تئاتر عضو هیأت داوران بوده است.
او همچنین در سال 2009 کارگردانی مراسم افتتاحیه نمایشگاه «قله جهانی فرهنگ و هنر» در ژوهانسبورگ را به عهده داشته و در فاصله سال های 2006 تا 2009 نیز برپایی مراسم افتتاحیه جشنواره بین اللملی هنری هراره نیز برعهده او بوده است. وی از سال 2008 تا 2011 مسؤول برگزاری تنها جشنواره عمومی هنری به نام «متعفن کردن شهر» در کیپ تاون آفریقای جنوبی بوده است.
***
پیام روز جهانی تئاتر
هر جایی که جامعه انسانی وجود دارد روحیه شور و شوق مهارناپذیری از اجرا آشکار می شود. زیر درختان در دهکده های کوچک و روی سن هایی با تکنولوژی بالا در پایتخت های جوان جهان، در سالن های مدارس و در مزارع و معابد، در محله های فقیرنشین (زاغه ها) در میادین شهری، مراکز اجتماعی و زیرزمین های درون شهری، مردم یکدیگر را برای برقراری رابطه صمیمانه در جهان پر از ریا و تزویر فرا می خوانند، جهانی که ما برای بیان پیچیدگی انسانی، تنوع و ضعف خودمان در برنامه زندگی، نفس کشیدن و سر دادن صدا، ایجاد می کنیم.
ما جمع می شویم تا گریه کنیم و به خاطر بیاوریم، بخندیم و فکر کنیم، بیاموزیم و تائید کنیم و تصور کنیم. جمع می شویم تا از مهارت های فنی شگفت زده شویم و خدایان را مجسم کنیم. تا نفس جمعی مان را در ظرفیتمان برای زیبایی و همدردی و شگرفی به کار گیریم. برای جشن گرفتن سرمایه های فرهنگی مختلف مان و برای از بین بردن مرزهایی که در میان ما ایجاد شده اند.
هرجایی که جامعه انسانی وجود دارد، روحیه شور و شوق مهارناپذیر از اجرا آشکار می شود. تولد جامعه، همین اجتماع است که نقاب ها و پرسش های سنت های مختلف مان را پوشش می دهد. همین اجتماع است که زبان ها، ریتم ها و حرکات مان را بر دوش می کشد و یک فضا را در میان مان پاک و شفاف می کند.
و ما هنرمندانی هستیم که با این روحیه باستانی کار می کنیم، احساس می کنیم که ناچار هستیم آن را از میان قلب هایمان، ایده هایمان و بدن هایمان برای آشکار کردن حقایق مان در همه اسرار درخشنده شان، عبور دهیم.
اما در این دوره که میلیون ها نفر در مبارزه برای زنده ماندن هستند، زیر فشار رژیم ها و سرمایه داری غارتگر قرار دارند، احساس تضاد، تنگدستی و تنگنا می کنند، در خلوتمان توسط سرویس های سرّی مورد تاخت و تاز قرار می گیریم و سخنانمان توسط دولت های مداخله گر سانسور می شوند، در جنگل ها همه چیز در حال نابود شدن هستند، گونه ها در حال ریشه کن شدن هستند و اقیانوس ها پر از سم می شوند: ما مجبور هستیم که چه احساسی از خود بروز دهیم؟
در این دنیای پر از قدرت های نابرابر، که نظم های برتری جویانه مختلف سعی در معتقد کردن ما برای قبول این نکته دارند که یک ملت، یک نژاد، یک جنسیت، یک اولویت جنسی، یک دین، یک ایدئولوژی، یک چارچوب فرهنگی نسبت به بقیه برتر می باشد، آیا واقعا اصرار بر اینکه هنرها بایستی از سوی برنامه های اجتماعی از محدودیت خارج شوند، قابل دفاع کردن است؟
آیا ما که هنرمندان صحنه و سن در تئاتر هستیم، به تقاضاهای عقلانی بازار محدود می شویم، یا با جدیت برای کسب قدرتی هستیم که بتوانیم: یک فضا را در قلب ها و ذهن ها پاک کنیم، مردم را اطراف خود جمع کنیم، به آنها الهام بخشیم، آنها را مجذوب و آگاه سازیم و دنیایی از امید و همکاری با آغوش باز را ایجاد کنیم؟

 
 
سال نو مبارک
نویسنده : محمد فضلی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩٢
 

 

سال نو مبارک

 

برآمد باد صبح و بوی نوروز   به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال   همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گُلنار   دگر منقل مَنِه آتش میفروز
چو نرگس چشمِ بخت از خواب برخاست   حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خُرمست ای گل کجایی   که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد   برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت   مَبَر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرایِ عمر سعدی   که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی   دریغ آهو اگر بُگذاشتی یوز

 سعدی

"سال نو بر همه هنرمندان تئاتر مازندران مبارک و خجسته باد"

*با امید به روزهای بهتر*

 


 
 
بولتن هفتمین جشن اردیبهشت تئاتر مازندران
نویسنده : محمد فضلی - ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ،۱۳٩٢
 

 

پیام شماره 3

 

 

با درود بیکران به هنرمندان تئاتر مازندران.

مدت زیادی به برگزاری هفتمین جشن اردیبهشت تئاتر مازندران باقی نمونده. به همین سبب برنامه ریزی ما برای برگزاری باشکوه تر این جشن آغاز شده و در صدد هستیم بخش های متنوع و تازه ای رو به این جشن اضافه کنیم.

طبق بحث های انجام شده، قرار بر این هست که بخش جوایز و تقدیر تغییرات زیادی داشته باشه و از زحمات تعداد بیشتری از هنرمندان تئاتر قدردانی بشه.

بخش بولتن:

تصمیم داریم بولتن این جشن رو با لوگویی متفاوت و اضافه کردن بخش های متنوع منتشر کنیم. بنابراین از همه بچه های تئاتری که در سال 92 آثارشون رو به اجرای عمومی در آوردن و یا در جشنواره ای شرکت کردن، دعوت میکنم سه قطعه عکس با کیفیت از اجرای نمایش، یک قطعه عکس از نویسنده و کارگردان و لیست اسامی بازیگران، طراح صحنه و موسیقی رو مجموعاً در قالب لوح فشرده تا پایان فروردین 93 به واحد هنرهای نمایشی اداره کل ارسال کنن تا در بخش ویژه بولتن چاپ بشه.

دوستانی که تعلل کنن و عکساشون به دست ما نرسه بعدها گله مند نشن لطفا!!!!

همچنین از هرگونه پیشنهاد و نظر دوستان در خصوص نحوه برگزاری این جشن استقبال می کنیم. لطفا نظر بگذارین.

دوستانی که در زمینه گرافیک مجله تبحر دارن و یا کسانی رو در این زمینه می شناسن نمونه کار بفرستن لطفا. البته در صورت تمایل!

 

 


 
 
این سه نفر...
نویسنده : محمد فضلی - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳٩٢
 

 

 پیام شماره 2

 

درود بر شما دوستان هنرمندم.

 

در این پست سعی دارم کمی درباره تیم هنری جدید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران، از معاونت هنری، رئیس اداره هنری و کمی هم درباره خودم مطالبی رو عنوان کنم تا دوستانی که کمتر ما را می شناسند، اطلاعات کافی داشته باشند.

از زمان تفکیک شدن دو معاونت فرهنگی و هنری، اتفاقات خوبی جریان پیدا کرده است. مدتی بود همه اهالی فرهنگ و هنر از وضعیت سیاستگزاری و هدایت امورات فرهنگی و هنری گله مند بودند. این موضوع نه به سبب ضعف مدیریتی آقای فلاح (معاون سابق فرهنگی و هنری) بلکه به دلیل حجم وسیع فعالیت ها و نبود شرایط مناسب هماهنگ به وجود آمد. آقای فلاح در حد و اندازه خودشان، مدیر توانمند و آگاهی بودند و من شخصاً از روحیات و اندیشه های مفید ایشان در راستای رشد و توسعه مسائل فرهنگی و هنری اطلاع داشتم. اگرچه همه انسان ها دارای نقاط ضعف و قوت هستن اما بدون شک دوره مسئولیت آقای فلاح می توانست با همراهی برخی افراد، درخشان تر نیز باشد. در هر حال ما هرگز زحمات ایشان را فراموش نخواهیم کرد.

به هر روی، پس از بحث و بررسی نهایی در خصوص معاونت فرهنگی و هنری، دکتر ابراهیمی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، تصمیمی قطعی و آگاهانه در این باره اتخاذ کردند و نتیجه آن نهادن مسئولیت خطیر معاونت هنری بر دوش محمد (محسن) محمدی، سپردن کلید هدایت امور هنری به سید رضا عمرانی نسب و اتاق کارشناسی تئاتر نیز به بنده واگذار شده است. اتاقی که درباره آن چیزهای زیادی خواهید شنید. عده ای از همین ابتدا، نظرات تخریبی و ویرانگر خود را آشکارا منتشر کردند؛ اگرچه هنوز فرصت کاملی برای ارائه عملکرد ما پدید نیامده. زمان حضور ما، زمان جمع بندی دولت دهم و پایان بسیاری از سیاست های دولت گذشته بوده که با روی کار آمدن دولت جدید و تغییرات کلان در سطح مدیران ارشد کشوری و ارائه سیاست ها و راهبردهای تازه، به کمی زمان نیاز خواهیم داشت تا هر چیزی را در جای خودش مورد چالش قرار دهیم. مسائل کوچک و بزرگی که هر کدام در زندگی تک تک هنرمندان نقش بسزایی خواهند داشت. موضوعاتی که اگرچه پیش پا افتاده می نمایند اما در بطن خود توجه بسیاری را می طلبند، چه بسا همین امورات دم دستی ریشه ی بسیاری از مصیبت های ماست.

و اما معرفی:

طی مدتی که با دو دوست عزیزم، هم در کسوت مقامات مسئول و هم به عنوان دوستان صمیمی همنشین و همکلام بودم، مولفه های مثبت بسیاری در کاراکتر و رفتارشان یافتم که سعی می کنم در ارائه شناختنامه این دو سرور گرامی از مشاهدات عینی خودم استفاده کنم. بدیهی است در ارائه شناختنامه این عزیزان از اغراق و دروغ پردازی پرهیز خواهم کرد به دو دلیل: 1. ارتباط ما سه نفر بسیار صمیمی، صادقانه و بدون حاشیه است 2. اگرچه همگی در مقام اداری خود، تابع قوانین و سلسله مراتب هستیم، اما همواره خرد جمعی نزد ما حرف آخر را خواهد زد. و این به سبب منش این دو هنرمند در شیوه مدیریتی است که اتخاذ کرده اند. بنابراین هر آنچه درباره شان می گویم با واقعیت منطبق و خلاف آن برای من تاکنون ثابت نشده است. توجه کنید، بسیاری از مواردی که به عنوان معرفی این دو بزرگوار خواهم آورد مربوط به مطالعه عینی ست که از میان حرف ها، عملکردها و کردارشان بدست آورده ام و یا به بیانی دیگر، مستقیم از خودشان پرسیده نشده. همچنین در این شناختنامه از پرداختن به نکات منفی شخصیتی دوستان اجتناب خواهم کرد چراکه معتقدم باید همیشه به نقاط مثبت انسان ارزش نهاد، چه بسا تاکنون نکات منفی قابل بحثی مشاهده نکردم. از طرفی بحث ما بررسی آن دسته از خصوصیاتی ست که می تواند در تصمیم گیری مسئولیت اداری چالش برانگیز باشد.

محمد (محسن) محمدی؛ معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد

اسلامی مازندران

 

 

 

مردی با انرژی پایان ناپذیر

محمدی، با توجه به علاقه بسیاری که به عکاسی و سینما داشته، تحصیلات کارشناسی خود را نیز در زمینه سینما از دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران پی گرفته و فارغ التحصیل شده است. او در بسیاری از پروژه های دانشجویی به عنوان کارگردان، مدیر فیلمبرداری و مشاور حضور فعال داشته. مطالعات او در زمینه رشته تخصصی اش تا آنجایی که می دانم و گفتگو کرده ایم بسیار گسترده و دایره وسیعی را در بر می گیرد. از ویژگی های بارز او توضیح و تشریح دقیق و با علاقه یک موضوع، به همراه ارائه جزئیات است که در جذب مخاطب خود تا حدود زیادی موفق است. کمتر و یا شاید هرگز عصبانیت و اندوه او را نخواهید دید. بیش از هر کس دیگری در تصمیم گیری صبور است و هرگز در خصوص موضوعی تاکنون عجولانه و بدون اندیشه تصمیم نگرفته است. به بیانی دیگر او تنها در صورتی تصمیم می گیرد که به تمامی زوایای یک موضوع فکر شده باشد. او بسیار گشاده رو و صمیمی ست و از دوست و نادوست به گرمی استقبال می کند. موضعی که بسیاری از مدیران به محض کسب قدرت در آن تغییر می کنند و در اصطلاح قیافه ای حق به جانب، خشک و رسمی به خود می گیرند. از دیگر نکات مثبت ایشان که به پیشبرد اهداف کمک شایانی می کند، گوش فرا دادن است. او بیش از اندازه به حرف های مخاطب خود چه هنرمند باشد، چه مقام مافوق و چه کارمند زیردست گوش فرا می دهد. ویژگی که بسیاری از آن بی بهره اند. کم نیستند کسانی که به جای گوش فرا دادن به دنبال گوش شنوا می گردند تا از وجوه پوشالی خود بگویند و حوصله مخاطب را ویران کنند.

محمدی، در کنار مسئولیت معاون هنری، ریاست اداره امور سینمایی را نیز بر عهده دارد. حوزه ایی که به استناد سخنان سینماگران جوان استان با حضور ایشان دچار تحولات مفیدی شده است. این نشأت گرفته از علاقه او به هنرمندان همه حوزه ها و درک عمیق از وضعیت هنری آنهاست. محمدی شاید تنها معاونی در تاریخ این اداره کل بوده که خود هنرمند و علاقه مند به هنرمندان است. بارها شاهد بودم که با فراق بال و آرامش به دردل ها و مطالبات هنرمندان گوش فرا داده و همه توان خود را به کار بسته تا بتواند مسیری برای حل مشکل آنان بیابد. همچنین او علاقه بسیاری دارد که تیم هنری اداره کل در اجراهای تئاتر، نمایشگاه ها، کنسرت های موسیقی، سالن سینما و بسیاری موارد دیگر حضور یابند و از نزدیک با آثار هنرمندان مواجه شوند. همچنین او هرگز از مواضع به حق هنرمندان نمی گذرد و بارها به چشم دیده ام که برای احقاق حق یک هنرمند هر چند ناچیز با همه انرژی پا پیش گذاشته. در این زمانه که همه دچار تنهایی مزمن هستیم و از آن گریزان، بهترین چیز در محل کار با همه هجمه هایش، حضور شخصی دوست داشتنی چون محسن محمدی ست. برادر، دوست و با ادراکی بی نظیر.

از محمدی همین قدر بگویم که در شیوه مدیریت خود همدلی، یکپارچگی، نظم و توجه به هنرمندان را بسیار جدی دنبال می کند و پایه مدیریت خود را روی کار گروهی و استفاده از خرد جمعی کارشناسان و هنرمندان پی ریزی نموده است.

 

سید رضا عمرانی نسب؛ رئیس اداره هنری

 

 

مردی برای تمام فصول

این لقب به نظر بنده شایسته مرد دوست داشتنی از دیار رستم دستان، سیستان بزرگ است. براستی می توانی در هر مشکلی روی اندیشه و معرفت سیدرضا عمرانی نسب حساب کنی. مردی از خانواده خودمان. از جماعت بزرگ تئاتری.

عمرانی نسب، با توجه به آنچه دریافته ام از کودکی علاقه بسیاری به بازیگری و هنر تئاتر داشته است. او در بسیاری از نمایش های استان سیستان حضور پرشور داشته و تحصیلات کارشناسی خود را در گرایش بازیگری در دانشگاه بوشهر به پایان رسانده است. رزومه هنری او پر است از ایفای نقش های متعدد که هر کدام تجربه ای نو از انسانی تازه را برایش به ارمغان آورده. عکس ها و فیلم هایی که از او در نقش های مختلف دیده ام گویای علاقه و جدیت او در این هنر پایان ناپذیر است. او در کارنامه خود بازی در نمایش های مختلف برای اجرای عمومی و جشنواره، نویسندگی و گویندگی رادیو، بازی در فیلم های سینمایی صاحب عنوان و بازی در سریال هایی متعدد تلویزیونی را دارد. مردی با حال و هوای صمیمی مردم جنوب، با قلبی رئوف و پر احساس. علیرغم مدت کوتاه آشنایی که من با او داشتم، هرگز رفتار، گفتار و کرداری ریاکارانه و خالی از صداقت ندیده ام.

او در مناسبات اداری بسیار جدی و پایبند قانون است و هرگز کمر قانون را خم نمی کند مگر جایی که انسانیت بالاتر از قانون ایستاده باشد. در مدت بسیار کوتاهی که میهمان سرزمین ما بوده با بسیاری از هنرمندان تئاتر همدل و همکلام گشته و همواره از مصاحبت با تئاتری ها استقبال می کند. هدف بزرگ او بر اساس آنچه از صحبت هایش دریافتم شکل  گیری نظم و توسعه فرآیند تولیدات هنری ست.

از ویژگی های خاص او  یکی آن است که بسیار زود به ناملایمتی ها، دروغ پردازی و رفتارهای دوگانه واکنش نشان میدهد. چندین بار از خودش شنیدم که هیچ چیز به اندازه دروغ دیوانه اش نمی کند. در شناخت روابط و کاراکترهای پشت ماسک افراد نیز تبحر خاصی دارد که این باز هم نشأت گرفته از فن بازیگری ست. اگرچه بازیگر بسیار توانمندیست اما زندگی را بازی نمیکند! او همواره ساده و بی آلایش و بدون ماسک است. همان مرد شریف، با کاراکتری دارای ثبات، برای تمام فصول. اگرچه درازنای روزگار زخم های عمیق و کاری بر قلب او ایجاد کرده و زندگی سرشار از مشقت و رنج داشته اما همچون رستم سیستان استوار و ثابت قدم است. خندان و انرژی بخش. بسیاری کسان در برخورد ابتدایی با او دچار سوءتفاهم می شوند. شاید به خاطر محاسنش باشد اما در کسری از ثانیه می توانی هنرمند دوست داشتنی را در چهره اش دریابی.

 

 

او در بیش از هفتاد اثر هنری (تئاتر، رادیو، سینما و تلویزیون) حضور چشمگیر و اثرگذار داشته. سال های درخشانی به وسعت ربع قرن. از سال 1368 تا کنون. نگاهی بیاندازیم به چند رتبه هنری او :

دریافت جایزه سوم بازیگری از جشنواره(دانش آموزی)برای نمایش”نان ماشینی“؛ 1370

دریافت جایزه دوم بازیگری از جشنواره سوم برای نمایش”مرگ دیگری“؛ 1372

دریافت جایزه دوم بازیگری از جشنواره(سوره)برای نمایش”آدمک‌ها“؛ 1372

دریافت جایزه دوم بازیگری از جشنواره(سوره)برای نمایش”ایلغار“؛ 1374

دریافت جایزه سوم بازیگری از جشنواره نمایش کوتاه دانشجویان برای نمایش”مرگ دیگری“؛ 1379

دریافت جایزه اول بازیگری از جشنواره دانشجویی برای نمایش”جایی در میان خوک‌ها“؛ 1380

دریافت جایزه ویژه بازیگری از جشنواره دانشجویی منطقه‌ای شیراز برای نمایش”دعوت“؛ 1381

دریافت جایزه سوم بازیگری از جشنواره استانی برای نمایش”آینه پشت سکوت“؛ 1383

دریافت جایزه بازیگر دوم در نمایش شکلات  1391

دریافت مقام برتر بازیگری در جشنواره منطقه ای گرگان سال 1385

در پست های آینده جزئیات کامل رزومه هنری ایشان را برای اطلاع منتشر خواهم کرد.

 

و اما خودم:

محمد فضلی؛ کارشناس هنرهای نمایشی

فرزندی از خانواده تئاتر

کوتاه آغاز و به اتمام می رسانم. از سال 76 تئاتر را با گروه صبای ساری آغاز و تاکنون در جهان تئاتر می آموزم و درس پس می دهم.  مقطع کارشناسی را با گرایش ادبیات نمایشی در دانشگاه تنکابن به اتمام رساندم و دانشجوی ترم آخر (پایان نامه) کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی دانشکده هنر و معماری هستم.

من نماینده شما خانواده تئاتری در این سیستم اداری هستم و با همه توان از حق مسلم تئاتری ها در زمینه های مختلف دفاع خواهم کرد. با اعتماد به نفس خواهم گفت که بنده در حیطه وظایف و تحصیلات خود کاملاً آگاه و هوشیار هستم و همه تلاشم را به کار خواهم بست تا با کارشناسی دقیق و استفاده از خرد جمعی، ظرفیت های لازم برای رشد هنر تئاتر را به وجود آورم. امید که با حمایت شما دوستان هنرمند بتوانم اتاق تئاتر را به درستی هدایت کنم.

این شرح حال مختصری بود برای آشنایی مختصر شما عزیزان با تیم هنری جدید. تلاش نمودم برخی خصوصیات و ویژگی های دوستانم را بیان نمایم تا با مردانی از جنس خودتان آشنا شوید و امیدوار باشید که ما از شما هستیم. به شما نوید میدهم که مقامات مافوق من توجه و علاقه ویژه ای به هنر تئاتر دارند و برای عبور از مشکلات تئاتر استان برنامه ریز و برنامه پذیر هستند. البته این بدان معنا نیست که ما به تنهایی خواهیم توانست همه چیز را سرجایش قرار دهیم بدون شک حمایت مدیرکل محترم و معاونت های دیگر این دستگاه، راه گشاست. ما در سیستم اداری با توجه به وجود چالش های بسیار به چیزهای بیش از حد بزرگ نمی اندیشیم. همواره از چیزهای قابل دسترس آغاز خواهیم کرد تا بنیان بسیاری از چیزهای بزرگ را نهادینه کنیم. مسیری که در حال پی ریزی آن هستیم بدون حضور ما نیز می تواند چالش ها را از میان بردارد با یک پیش شرط: حمایت و صبر و شکیبایی شما هنرمندان تئاتر .

در پایان معتقدم این پست شاید برای کسانی که در نظرات تخریبی خود این مسئولین را برای پست های مورد نظر بی سابقه و نابلد می دانستند مفید باشد. در پست های آینده، از برنامه های سال جدید در حوزه تئاتر سخن خواهم گفت. شما سروران هنرمند می توانید از طریق این وبلاگ با ما در ارتباط باشید و نظرات، اندیشه ها و راهبردهای خود را با ما در میان بگذارید. مسیر نقد عملکرد ما نیز برای شما هموار است. هر آنچه از نظر شما ایراد است بیان دارید. ما پاسخگوی شما در حد توان خواهیم بود. به امید حضور پر رنگ شما.

 

 

 


 
 
انگیزه
نویسنده : محمد فضلی - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳٩٢
 

 

پیام شماره 1

 

درود بر شما

یکی از وسایل با اهمیت ارتباطی انسان در گذشته نامه بوده. کاغذی سرشار از عواطف، عشق، دوستی، دشمنی، خرد، منطق، علم، آگاهی و خیلی چیزهای دیگه. که همه ایناها رو بصورت تکامل یافته می تونیم تو فیس بوک داشته باشیم.

اگرچه فیس بوک دنیای تازه ای رو به ما معرفی کرده اما هنوز هم بهش اطمینان ندارم. به این سبب که معتقدم بر ریا، خودخواهی، تزویر و دروغ های ما بیشتر افزوده. من نقدی به فیس بوک ندارم اما کم کم به مرور علاقه م رو به فیس بوک از دست دادم. هنوز علت دقیق ش رو کشف نکردم.

سال ها قبل یک وبلاگ کوچیک داشتم که جریان سیال ذهنم رو توش منتشر می کردم. نمیدونم چرا الان و در این دوره ناخوداگاه احساس کردم باید دوباره به سمت وبلاگ نویسی بیام.

با همه تنهایی و بی عبور بودنش، وبلاگ هنوز هم حال و هوای عجیبی داره.

تو این وبلاگ سعی میکنم از تشعشعات ذهنی م، از شرایطم در دنیای تئاتر، از آخرین نوشته ها، کارها و تجربیات در زمینه تئاتر و حتی از مسئولیتی که در اداره تئاتر دارم، حرف بزنم.

امیدورام همراه باشین نه لایکر. لایک نمیخوام به گفتمان علاقه مندم. نظراتتون البته در هر صورت منتشر و استفاده میشه. منتظر حضور هنری تون هستم.